مقدمه: فراتر از برگه مشخصات
وعده های انتزاعی در مورد سرعت را فراموش کنید. در یک مرکز داده زنده، کابل کشی در مورد پهنای باند نظری نیست. این در مورد واقعیت فیزیکی گرما، فضا و دست انسان است. قفسههای قدیمی تارهای تک فیبر، جنگلی رنگارنگ اما پر هرج و مرج، تنگناهایی ایجاد کردند که ما توان پرداخت آن را نداشتیم. من دیدهام که تکنسینها نیم ساعتی را صرف ردیابی یک عیب در آن پیچ و خم کردهاند، در حالی که زنگ سیستم به صدا درآمد. تغییر به سمت کابل کشی ساختاریافته و با چگالی بالا با استفاده از سیستم های MTP/MPO و پانل های مدولار فقط یک ارتقاء نبود. این حرکت از صنایع دستی به مهندسی قابل تکرار و قابل اعتماد بود. این پایه ای است که 40G، 100G و فراتر از آن را نه تنها ممکن، بلکه قابل مدیریت می کند.
MTP/MPO: نه فقط یک رابط، یک فلسفه

نامیدن کانکتور MTP/MPO به عنوان کانکتور "متراکم" باعث فروش کمتر آن می شود. این یک سیستم در یک دوشاخه است. نگه داشتن 12، 16 یا 24 فیبر در محفظه ای نه چندان بزرگتر از یک SC استاندارد، نشان دهنده یک تغییر اساسی در طراحی است. تمایز مهم است: MPO استاندارد عمومی است (Multi-فشار فیبر-روشن)، در حالی که MTP یک پیادهسازی خاص و برتر از US Conec است که به دلیل دقت و دوام{8}}ش شناخته شده است، جزئیاتی که در طول هزاران دوره جفتگیری حیاتی میشود.
مزیت واقعی-جهان فقط تراکم نیست. قابل پیش بینی است در استقرار 100G-SR4، که به 8 فیبر نیاز دارد، دیگر نمیتوانید چهار جفت LC دوبلکس جداگانه را مدیریت، برچسبگذاری و مسیریابی کنید. شما در حال دست زدن به یک شی هستید. در استقرار ساعت 3 صبح، با از بین رفتن کافئین، کاهش احتمال خطا محسوس است. کابلهای تنه انتهایی{12}}کارخانهای که از این رابطها استفاده میکنند با انتهای آزمایششده و صیقلی وارد میشوند. پروژهای را به یاد میآورم که در آن ما 144 فیبر را با استفاده از دوازده تنه MTP فیبر 12{18}} بین طبقات اجرا کردیم. کاری که یک هفته پایان کار برای دو مهندس بود، در یک بعد از ظهر تکمیل شد. زمان صرفه جویی شده فقط مربوط به کار نبود. این در مورد آنلاین کردن سریعتر تجهیزات درآمدزا بود.
پچ پنل ها: جایی که سیستم ارزش خود را به دست می آورد
پچ پنل اغلب به عنوان یک قطعه فلزی غیرفعال دیده می شود. در عمل، این سیستم عصبی مرکزی لایه فیزیکی شماست. تفاوت بین یک پانل LC استاندارد و یک پانل مدولار با تراکم بالا-تفاوت بین یک قفسه کتاب ایستا و یک کتابخانه با یک نردبان کشویی است. دومی برای استفاده فعال و مداوم طراحی شده است.
جزء مهم کاست یا ماژول است. این مترجم بین ستون فقرات-با چگالی بالا و دنیای تجهیزات است. به عنوان مثال، یک کاست واحد، یک MTP فیبر 12- را از پشت می گیرد و 6 پورت LC دوبلکس را در جلو ارائه می دهد. انتخاب در اینجا استراتژیک است. یک پانل اتصال ثابت{14}}شما را قفل میکند. یک سیستم مدولار از فروشندهای مانند Panduit یا Corning به شما امکان میدهد خود را با آن سازگار کنید. آیا نیاز به تغییر از LC به SC برای یک آرایه ذخیره سازی قدیمی دارید؟ کاست را عوض کنید. آیا نیاز به ارتقاء به یک ستون فقرات 24{15}}فیبر برای 400G آینده دارید؟ قاب باقی می ماند؛ شما داخلی ها را تغییر می دهید من شاهد صرفهجویی در هزینههای این رویکرد در طول یک ارتقاء مرحلهای بودهام، جایی که قابهای پانل موجود از سه نسل از بهروزرسانی فناوری جان سالم به در بردند.

قطبیت: تله نصب کننده خاموش
قطبیت رایجترین جنبهی استقرار MPO است که سوء تفاهم و نادرست است. مفهوم ساده است: نور باید از یک پورت Tx در یک طرف به یک پورت Rx در طرف دیگر منتقل شود. با 12 فیبر یکسان در یک کانکتور، دستیابی به این امر مستلزم یک طرح متقاطع عمدی است که توسط TIA-568 به عنوان روشهای A، B و C تعریف شده است.
نظریه پاک است. تمرین جایی است که شکست ها اتفاق می افتد. تله ناهماهنگی است. ممکن است کابل های ترانک روش B بخرید، اما به طور تصادفی کاست های نوع A را نصب کنید. پیوند مرده خواهد بود و عیب برای چشم نامرئی است. یک بار یک روز خسته کننده را صرف عیب یابی یک پیوند 40G جدید کردم تا متوجه شدم که قطبیت در نوار کاست تغییر کرده است، زیرا نصب کننده نوع مهر شده روی محفظه را تأیید نکرده است.
از میدان، روش B به عنوان استاندارد عملی برای سادگی آن پدیدار شده است: "تلنگر" یک بار، در داخل کابل تنه انجام می شود. سیمهای وصله همیشه مستقیم-از میان هستند. این ثبات بار شناختی را کاهش می دهد. قانون مطلق است: قبل از اینکه هر چیزی را وصل کنید، روش روی برچسب کابل تنه، نوار کاست و سند طراحی خود را بررسی کنید. نورسنج شما از شما تشکر خواهد کرد.
ادغام: نمایی از قفسه
بیایید از طریق یک توالی استقرار واقعی قدم برداریم، روشی که در واقع اتفاق می افتد. شما در حال اتصال ردیف جدیدی از سوئیچ های بالای--راک به یک پانل تجمیع هسته در فاصله 30 متری هستید.
ابتدا، قابهای پانل وصله{0}}چگالی بالا را در هر دو مکان نصب میکنید. سپس -کابلهای تنه MTP پایان یافته را میکشید-این کابلهای ضخیم و مستحکم با چشمهای کششی محافظ هستند. شما آنها را از طریق سینی بالای سر یا مجرای زیر{5} زیر زمین هدایت میکنید و پشت پانل A را به پشت پانل B متصل میکنید. این ستون فقرات دائمی و محافظتشده شما است. بدون اتصال دهنده فیوژن در محل.
در مرحله بعد، پانل ها را با نوارهایی پر می کنید که با قطبیت انتخابی شما مطابقت دارند. هنگامی که کانکتور MTP به نوار کاست در عقب متصل می شود، صدای کلیک محکمی می شنوید. در قسمت جلو، اکنون یک آرایه تمیز و برچسب دار از پورت های LC دارید. در نهایت، برای اتصال این درگاههای جلویی به سوئیچ یا پورتهای سرور خاص، از کابلهای وصلهای{3}}السی دوبلکس با کد رنگی{3} کوتاه استفاده میکنید. کل پیوند اکنون زنده است.
مزایای عملیاتی عمیق است. عیبیابی جدا شده است: اگر پیوندی خراب شود، ابتدا سیم کوتاه و قابل دسترس جلویی را جایگزین کنید. مقیاس بندی منطقی است: افزودن یک سوئیچ جدید به معنای استفاده از پورت های بیشتر در یک نوار کاست موجود یا لغزش در یک نوار جدید است. مدیریت کابل ذاتی است، نه یک فکر بعدی. جریان هوا، که اغلب در کابلکشی فکر میشود، بهطور چشمگیری بهبود مییابد، زیرا تنههای ضخیم و دائمی بهخوبی در عقب قرار گرفتهاند و در جلو فقط از پرشهای کوتاه ضروری استفاده میشود.
پیاده سازی: درس هایی از حوزه
برنامه ریزی روی کاغذ یک چیز است. نصب در یک مرکز داده شلوغ و پر سر و صدا یکی دیگر از موارد است. در اینجا چند سال استقرار به عنوان غیرقابل مذاکره ثابت شده است:
طراحی با Slack، نه فقط فضا
70% پانل ها را پر کنید، اما همچنین حلقه های شل و واضح برای کابل های تنه طراحی کنید. یک حلقه خدماتی، که به طور منظمی پیچیده شده و در داخل مدیر عمودی ایمن شده است، بیمه ای در برابر جابجایی قفسه در آینده یا یدک کش های تصادفی است.
قطبیت به عنوان دین
روش انتخابی خود را (دوباره، B توصیه می شود) در Run Book مستند کنید. سپس هر انتهای کابل تنه و سینی نوار کاست را با استفاده از یک نشانگر دائمی با "روش B" برچسب گذاری کنید. افزونگی بصری از بروز خطا جلوگیری می کند.
شعاع خم یک قانون است، نه یک راهنما
خم شدن های تند باعث از دست دادن "ماکرو-خم شدن" می شود. من پیوندهایی را آزمایش کردهام که عبور کردهاند اما در لبه بودند، زیرا یک تنه در گوشهای خیلی محکم بسته شده بود. در همه جا از-مدیریت های شعاع صاف استفاده کنید.
برچسب برای شخص بعدی، نه برای شما
TIA-606-C را دنبال کنید. برچسبهای شما باید در ساعت 2 بامداد در هنگام بحران برای کسی واضح باشد. شامل قفسه منبع، قفسه مقصد و شناسه مدار. یک برچسب چاپی ساده بهتر از نوار دست نویس است.
درپوش های گرد و غبار تا زمان اتصال روشن می مانند
داخل یک فرول MTP استفاده نشده آهنربایی برای گرد و غبار و پرز است. من یک بطری هوای فشرده و یک جعبه چوب تمیزکننده در جعبه ابزارم نگه میدارم. همه کانکتورها قبل از جفت شدن با یک محدوده جیبی بازرسی می شوند-بدون استثنا.
همه چیز را تست کنید، هیچ چیز را فرض نکنید
آزمایش خط پایه با مجموعه تست از دست دادن نوری (OLTS) پس از نصب اجباری است. اما همچنین پس از هر گونه پیکربندی مجدد تست کنید. متداولترین مشکل تغییر پست{3}}شکستگی نیست، بلکه کثیف بودن رابط است. ارزش های زیان را مستند کنید. آنها مبنای شما برای تشخیص های آینده هستند.
این رویکرد کابل کشی آن را از یک هزینه ضروری به یک دارایی استراتژیک تبدیل می کند. این سیستمی است که محدودیت های فیزیک، خطاپذیری اپراتورهای انسانی و اجتناب ناپذیر بودن تغییر را تصدیق می کند. هدف امروز فقط اتصال نقطه A به نقطه B نیست، بلکه ساخت یک لایه فیزیکی است که برای مهندس بعدی که در قفسه را باز می کند شفاف، سازگار و قابل اعتماد باقی بماند.